مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
بـایـد که تن از راحـت ایـام گـرفـتن دل را، ز صنـمخـانـۀ اوهـام گرفـتن ناکام شد آنکس که به یک عمر ندانست از سـاغـر دنـیـا نـتـوان کـام گرفـتن از تـیر و کـمان اجلت نیست رهایی هر گـور نشانیست ز بهـرام گرفتن تا چـنـد سـرا از قـفـس دام گـزیـدن؟ تا چـنـد سـراغ هـوس خـام گـرفتن؟ ای دل بطلب وعده دیدار که زیباست آرام دل از یــــارِ دلآرام گــرفــتــن فـرمود که باید دل از این دام گرفتن عـبـرت ز دغـل کـاری ایـام گـرفـتن فرمود بتـرسید که رایج شود اینبار مـروان شدن و مـردِ خـدا نام گرفتن از مـثـل یـزیـد آیـۀ تـطـهـیـر شنـیدن از آلامــیــه خـطِ اســلام گــرفــتــن از خدعۀ دشمن بهراسید، روا نیست پیـغـام بـه او دادن و پـیـغـام گرفـتـن باید به شب مـیـکـدۀ شـوق، رسـیدن از جام شـهـادت مـیِ گُـلـفـام گرفـتن قـربانی جان را به مـنا بدرقـه گـفتن اینگـونه ز تن جـامـۀ احـرام گرفتن یـا هـمـره سـردار حـسـیـن هـمـدانی امضای بهشت از سفـرِ شـام گرفـتن یا مثل حبیب و وهب و عابس و عباس با سـوخـتنِ جـان و تـن آرام گرفـتن پروانه علیاکبرِ مولاست که آموخت با شـمع سحـر بـالِ سرانجـام گرفـتن اظـهـار عـطـش کـرد پـسر تا بتواند از کـوثـر لـبهـای پـدر کـام گرفـتن فرمود مخواه آب که دیگر شده نزدیک از دست رسول دو سرا جام گرفـتن خیزید و به صیاد بگویید روا نیست مرغـانِ حرم را به چـنین دام گرفتن میخواست پدر فدیه و قربانی حج را با جـان جـوانـان خود انجـام گـرفتن این وعدۀ وصل است که هر آینه باید با وصلت این فـاصله فـرجام گرفتن برخیز بسیجی صف اعزام شلوغ است سخت است کمی برگۀ اعزام گرفتن |